بلیط بامبو
Bambou
آلن آرزو دارد با همسرش آنا فرزندی به دنیا بیاورد. اما آنا معتقد است که مقدر است موسیقار مشهور شود نه یک همسر و مادر خانهٔ ساده. همه چیز وقتی تغییر میکند که آنها سگی دختر به نام بامبو را به فرزند میرسانند. پس از گرفتن پذيرشِ موفق در یک کنسرت، آنا همراه با رهبر ارکستر جهانشناس میرود. جدا شدن از همسر فشار زیادی بر زوج وارد میکند و آنها تصمیم میگیرند جدایی را آغاز کنند. آلن تنها میماند، همسر یا فرزندی ندارد—فقط سگی که مطمئن نیست آن را بخواهد نگه دارد.