Storyline
گرابیلا همخونه و حسود نسبت به سگ شوهرش دیاگو با نام ایکشل است. ایکشل مراقبت و توجه همیشگی میبیند. وقتی گرابیلا برای همیشه از دیاگو جدا میشود به دلیل وجود ایکشل، در خارج از شهر گیر میکند و در آنجا با فردی که در اطراف قتل عام میکند برخورد میکند و شئی یا کسی غیرمنتظره است.