Storyline
پس از یک فروپاشی عصبی، ورزشکار اسکی جومار خود را در زندگی تنها به عنوان نگهبان پارک اسکی منزوی کرده است. وقتی میفهمد شاید پدر فرزندی در شمال وجود دارد، سفری شاعرانه و عجیبی با یک موتوربرفی به نروژ میرود و با پنج لیتر الکل به عنوان تنها دارایی به راه میافتد. در این سفر از مناظر قطبی شگفتانگیز، جومار تمام تلاشش را میکند تا مقصدش را به تعویق اندازد و با همراهی روحهای مهربان و سردرگم به سوی سویه روشنتر زندگی پیش برود.