خط داستانی
پری دادلی، یک مجرد ثروتمند، از زندگیاش خسته شده و آرزوی تغییر دارد. نیک، یک ولگرد بیپول، نامهای از شهری که در کودکی در آن زندگی میکرد، دریافت کرده و از او خواسته شده که به خانه برگردد. به طور تصادفی پری نامه را پیدا میکند، جای نیک را میگیرد و خود به آن شهر کوچک میرود. مردم شهر او را به عنوان نیک میپذیرند، او عاشق دختر یک کشاورز میشود و همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه نیک واقعی ظاهر میشود. وقتی کشاورز متوجه میشود که فریب خورده، از پری میخواهد که برود؛ پری نه تنها میرود بلکه دختر را نیز با خود میبرد. کشاورز در پی او میافتد، اما وقتی میفهمد که رباینده دخترش ثروتمند است و قصد ازدواج دارد، بسیار موافقتر میشود.