خط داستانی
دورثیا گوردن به یک روستای ماهیگیری با برادر بدخلقش، والتر، میآید. او به یک صخره میرود تا فوکها را طراحی کند، اما قایقش به سمت دیگر میرود و جزر و مد او را به آب میکشاند. وضعیت او توسط جک لیوینگستون، پسر ماهیگیر وزیر روستا، دیده میشود و او او را نجات میدهد. این دو شروع به دیدن یکدیگر میکنند، اما والتر به شدت مخالف است. وقتی شایعهای به این اشاره میکند که توجهات لیوینگستون کمتر از شرافتمندانه است، والتر با او مواجه میشود و در درگیری ناشی از آن کشته میشود.