خط داستانی
زن زندگی ماجراجویانهای را سپری کرده است. admirer او خسته میشود و او را رها میکند. او میرود و در خیابان غرق در خستگی روحی و جسمی میشود. هنرمند در حال نقاشی مریم مقدس است. مدل او نتوانسته الهام لازم را به او بدهد و او را اخراج میکند. در حین عبور از خیابان، او زن با چهره زیبا و خسته را میبیند، با او صحبت میکند و در نهایت او را متقاعد میکند که با او بیاید و مدل او شود و زندگی بهتری را در آغوش بگیرد. نقاشی تمام میشود. زن الهام را فراهم کرده است. او خسته میشود و دلتنگ زندگی شاد قدیمی میشود. او دوباره با وسوسهگر ملاقات میکند و با او به خانهاش میرود.