خط داستانی
ست کارترایت معشوقهاش برنیس آرچر و فرزندشان لورنا را ترک کرده و به همسر و پسرش بازمیگردد. برنیس، در حالتی گیج، لورنا را ترک میکند و او توسط همسر کارترایت که به خوبی میداند پدر واقعی کودک کیست، به فرزندی پذیرفته میشود. متأسفانه، او و شوهرش در یک غرق کشتی کشته میشوند، اما مشخص میشود که لورنا و مادر واقعیاش به خاطر این حادثه دوباره به هم میپیوندند و در یک شهر کوچک ساحلی ساکن میشوند. اوضاع زمانی پیچیده میشود که ست جونیور برای تعطیلات به آن شهر میآید و عاشق لورنا میشود، بدون اینکه بداند او خواهر ناتنیاش است.