خط داستانی
مالیکار مارک هارولد مسئول ورشکستگی مالی و خودکشی بعدی استنتون است. پس از مرگ او، دختر استنتون، مارگارت، به دنبال انتقام، به کار برای دختر محبوب هارولد، هلن، میپردازد. هلن قصد دارد با لرد استراتمور ازدواج کند و به این ترتیب به آرزوهای اجتماعیاش برسد، اما مارگارت برای انتقام از مرگ پدرش، با فریب، استراتمور را از او میگیرد. پس از ازدواج، مارگارت استراتمور را ترک میکند و ادعا میکند که هرگز او را دوست نداشته است. با تولد فرزندشان، مارگارت بیمار و نابینا میشود، اما استراتمور او را پیدا کرده و تحت یک هویت جعلی به او پول میدهد. پس از عملی که بیناییاش را بازمیگرداند، مارگارت شوهرش را به عنوان نیکوکارش شناسایی کرده و متوجه میشود که او را دوست دارد.