خط داستانی
یک زن جوان مستقل و سرزنده به نام داموفیلیا ایلینگتون (که به اختصار "فیلی" نامیده میشود)، دختر یک استاد دانشگاه پیشرو، از مرگ ناگهانی پدرش به شدت ناراحت است. بانکدار شهر، که فردی مغرور و خودخواه است، میخواهد با فیلی ازدواج کند و خود را سرپرست او اعلام میکند. فیلی که نمیخواهد با او ازدواج کند، به سرعت شهر را ترک کرده و در دانشگاهی نزدیک شغفی به عنوان دستیار یک استاد ادبیات یونانی (زمینهای که پدرش او را در آن تربیت کرده بود) پیدا میکند. این استاد پس از شکست نامزدیاش با زنی که دروغ گفته بود، تلخ و ناامید است. اما "فیلی" مصمم است که او را به خود جلب کند.