خط داستانی
با توجه به درخواستهای بابی براون، جیمی جونز چمدانش را پر از مشروبات الکلی میکند تا به دوست ناامیدش تقدیم کند و سوار قطار میشود. پس از رسیدن، جونز متوجه میشود که محمولهاش در حین انتقال دزدیده شده و در تلاش برای تأمین مجدد منابعش با چانهزنی با قاچاقچی محلی، توسط کلانتر محلی شناسایی میشود.