خط داستانی
کمدین صحنه، پاتریک اوبراین، به خاطر جشن نوشیدنی خود به مناسبت فارغالتحصیلی پسرش، جیمی، از کار خود اخراج میشود. پس از نمایش، او در یک کاباره با پسرش ملاقات میکند و در آنجا با آبل فینکلستین و دخترش، میریم، آشنا میشود و این دو پدر یک اتحاد تجاری تشکیل میدهند که مظنون به قاچاق است. آنها دستگیر میشوند اما پس از مشخص شدن اینکه آنها فقط شکر قهوهای وارد میکردند، آزاد میشوند - اما میریم باید قول بدهد با سم برکویتز ازدواج کند تا آزادی آنها تضمین شود. جیمی و هر دو پدر از این تغییرات ناراضی هستند. این فیلم گم شده است.