خط داستانی
چارلز موری در حال رقابت برای سمت شهردار است. رقیب او، ادی بیکر، یک زن جوان را به فروشگاه کفش خود میفرستد و در حالی که جورابهایش را عوض میکند، چیزهایی میگوید که رأیدهندگان زن را بیگانه میکند؛ بیکر به او میگوید که این یک شوخی عملی است و او دوست پسرش را از زندان بیرون خواهد آورد.