خط داستانی
یک خروس پدر آیندهدار دکتر لکلک را صدا میزند، که با سبدی پر از جوجههای سفید و یک جوجه سیاه کوچک بیرون میآید، که از غذا دور میماند. پس از خواندن آهنگ عنوان، او موفق میشود یک جفت بال بسازد و بر فراز مرغداری پرواز کند، اما وقتی که توسط یک کاهدانی بدجنس تعقیب میشود، از این کار پشیمان میشود.