خط داستانی
در ایالت فانتزی الیویا، رئیس دزدان گاسپارونه به انواع شرارتها مشغول است. اما فرماندار نازونی فقط نگران او نیست، بلکه پسرش سندولفو نیز برایش دردسرساز شده است. او قرار است با کنتس آمبرات ازدواج کند، اما عاشق ایتا، خواهرزاده ماساچیو، یک وجود نسبتاً مبهم است. سپس ارمنیوی باوقار ظاهر میشود و کنتس به او چشمک میزند. سردرگمی پس از سردرگمی تا اینکه ماساچیو به عنوان گاسپارونه شناسایی میشود. ارمنیوی در واقع یک کارمند دولتی است که به دنبال گاسپارونه بوده و حالا کنتس زیبا را به دست میآورد. سندولفو آخرین کسی است که ایتای خود را در آغوش میگیرد.