خط داستانی
ماما فکر میکند که همه در حال تمیز کردن بهاری هستند؛ در واقع، هر کس به نوعی در حال تنبلی است. کاپیتان تنها کسی است که گرفتار میشود و با خشم او روبرو میشود. برای فرار، او بیماری را جعل میکند، اما پسرها او را در حال انجام این کار میگیرند. ماما پزشک را صدا میزند؛ پسرها او را متوقف کرده و خود را به جای او جا میزنند. آنها لو میروند، اما کاپیتان هم لو میرود و ماما او را وادار میکند که کار همه را انجام دهد.