خط داستانی
یک شب، دو جوان، نقاش پیتر سومر و کورتزانی جوان و شیرین به نام ورا هولم، به طرز بسیار دراماتیکی با یکدیگر آشنا میشوند. او او را در خارج از ملکی که استودیوی او در آنجا قرار دارد ملاقات میکند و وقتی ورا وانمود میکند که کاری در آنجا دارد، او با کمال میل او را به داخل راه میدهد. وقتی ورا ناگهان یک تپانچه بیرون میآورد و به یک غریبه شلیک میکند و پیتر در هیاهوی درگیری زخمی میشود، در ملک همهمهای بزرگ به پا میشود و خواهان توضیح هستند.