خط داستانی
پورکی و دوستش دیزی داک به ماهیگیری میروند، اما سفرشان به دلیل طوفان رعد و برق کوتاه میشود. آنها در یک ساختمان قدیمی که به نظر میرسد جن زده است پناه میگیرند، هرچند بزرگترین خطرات شامل یک پوست خرس قدیمی است که روی یک صندلی چرخان میافتد، سگی که در زنجیرها گیر میکند و یک کلاه غواصی، و همچنین بیدقتی عمومی خودشان است.