خط داستانی
این داستان در سال 1910 و در دوکنشین لافنبرگ اتفاق میافتد. همه در حال جشن گرفتن 600 سالگرد تولد قهرمان محلی، اتو آهنین هستند، کسی که در زمان خود دوکنشین را از الحاق نجات داد و دشمن را به شدت شکست داد، به طوری که او فرار کرد... خوب، این چیزی است که در کتابهای تاریخ نوشته شده است. اما شایعات محلی ادعا میکنند که اتو حتی در نبرد حضور نداشت و وقت خود را با یک دختر زیبا میگذرانید. وقتی روزی نمایشی در تئاتر دربار معرفی میشود که داستان قهرمانانه اتو را روایت میکند، کارگردان این داستان متوسط را رد میکند.