خط داستانی
بر اساس نمایشنامه ای به همین نام از گئورگی مدیوانی.
در سپتامبر 1941، ستوان ایلیا استرلTSوف، که از مدرسه پرواز فارغ التحصیل شده بود، به گردان هواپیمایی جنگنده ای که از آسمان مسکو محافظت می کرد، منصوب شد. او در بخشی با پرستار زویا ملاقات می کند، که در همان حیاط بزرگ شده و مدت هاست به او عشق ورزیده است. در اولین پرواز آموزشی بر روی "مرغ دریایی"، ستوان استرلTSوف یک هواپیمای آلمانی را سرنگون می کند و لقب "خوش شانس" را دریافت می کند. استرلTSوف به فرمانده اسکادران نسبت به پرستار زویا حسادت می کند و معتقد است که او به دنبال ایراد گرفتن از اوست. به مدت یک ماه اجازه پرواز به او داده نمی شود. در اکتبر 1941، ستوان استرلTSوف اولین پرواز خود را انجام می دهد، یک هواپیما را سرنگون کرده و دومی را به هم می زند. به خاطر این نبرد، او عنوان قهرمان اتحاد جماهیر شوروی را دریافت می کند.