خط داستانی
توماس دکر یک برشدهنده الماس است که در تلاش است حق خود را برای بخشی از یک امپراتوری لاستیک در اوایل قرن بیستم بازپس گیرد. تام به برزیل سفر میکند تا سرنوشت پدرش را کشف کند و در این راه با ترزا، یک دختر محلی که پیشنهاد میدهد راهنمای او در جنگل باشد، آشنا میشود. در نهایت، آنها با سه مرد مسلح مواجه میشوند که آنها را به لوباتو، یک دزد که پدرش را میشناخت، میبرند. پس از اینکه لوباتو متقاعد میشود که تام پسر دوستش است، داستان طولانیای را برای او تعریف میکند که به ملاقات پدر تام، که او را از غرق شدن نجات داده، ختم میشود. با کمک "فلاشبکها" از یک ویژگی مبهم آمریکای جنوبی، تام میآموزد که واقعاً چه بر سر پدرش آمده است.