خط داستانی
وقتی فرانک بچه بود، پدرش او را ترک کرد. حالا به عنوان یک بزرگسال جوان، فرانک پر از خشم است. پس از اینکه یک مسافر را سوار میکند، وضعیت روانی حساس فرانک به طور کامل از هم میپاشد وقتی متوجه میشود که آن غریبه او را بیش از حد به پدر غایبش یادآوری میکند.