خط داستانی
کو میر یک دزد به حرفه خود نقاب پسر رهبر را میزند تا دعوتنامه به جزیره سرجان لاکسلِی را بپذیرد. مهمانان شامل کی پی و آییانگار معروف به رومی، دکتر دوباری، سرهنگ کلمبوس و کنتس سیلویا راسموسن هستند. کو میر میفهمد که همه این دعوتشدگان، خلافکاران ماهریاند. نقاب کو میر هیچکس را فریب نمیدهد اما سر جان اجازه میدهد او در آنجا بماند. دلیل دعوت از آنها این است که جان دنبال جانشینی برای خود است چون در حال مرگ است و یکی از شرکتکنندگان را اعتبار میدهد تا جای او را بگیرد تا روبی گرانبهایی به ارزش صد و سی و پنج کرور روپیه را بدزند. این جواهر در اتاق امن قصرش قرار دارد و با سیستم امنیتی محافظت میشود. او یکی از آنان را به دزدی از شالیمر دعوت میکند اما هرکس ناموفق باشد با سیستم امنیتی کشته میشود. در برابر این همه جنگجویان با سابقه، به نظر میرسد که کو میر در بنبستی افتاده است که شاید نتواند از آن بیرون آید