خط داستانی
در سال ۱۸۹۷، در قلعهای نزدیک به شهر ولفویل در کارپاتها، پروفسور اورفانیک که کمی دیوانه است، با اختراعات جدیدش که حتی در این تاریخ زودهنگام شامل تلویزیون و دوربین فیلمبرداری میشود، آزمایش میکند. او همچنین یک طرفدار دیوانه اپرا است و بدن خواننده مورد علاقهاش را در یک قبر در قلعه نگهداری میکند. برای دور نگهداشتن بازدیدکنندگان کنجکاو، دستیار دانشمند دیوانه بارون، انواع پدیدههای ترسناک را اختراع میکند تا قلعه را با شهرتی ترسناک معرفی کند.