خط داستانی
داستان دوازده ساله جوشن در دهکده ای در النب زندگی می کند او یک بیور شکار شده را پیدا می کند و به مدرسه می برد حیوانات گونه حفاظت شده هستند و او خواهان پیدا شدن مظنون است او همچنین می خواهد در میان دیگران کمی تأثیرگذار باشد به خصوص در برابر دختری به نام کُرینا با وجود این یافته او از بی تفاوتی رو به رو می شود و به تنهایی در جستجوی مظنون می رود در این فرایند با شکارچی «بید» دوست آینده اش برادر شوهری اش آشنا می شود جوجن می فهمد که «بید» شکارچی بوده است از او روی بر می گرداند و به پولیس گزارش می دهد رفتار سرسخت او با دیگران تائید نمی شود زیرا «بید» قتل Beaver را عمداً انجام نداده است علی رغم نارضایتی اش جوجن پیشنهاد می کند «بید» را برای همراهی در سفر مدرسه به کار بگیرد اما خودش نمی خواهد همراه شود در لحظه اخر تصمیم می گیرد در نهایت با «بید» همراه شود و با او آشتی کند