خط داستانی
صحنهٔ داستان در قرن هِجدهم در لیما رخ میدهد. هنرمندان درویش پریکولا و پیکیوِلوی در میدان شهر به اجرا میپردازند. آنها به یکدیگر عشق میورزند اما نمیتوانند ازدواج کنند — هنرمندان فقیر امکانات این کار را ندارند. در این میان، نائبالسّلطنهٔ پرو از پرو، دون آندریاس- ریبِیرا که به هارون الرشید میماند، لباسِ عامه میپوشد و به شهر میآید تا ببیند مردم دربارهٔ او چه میگویند. او از نخستین نگاه به پریکولا دل میبرد. اما این که او ازدواج نکرده است از حضورِ پریکولا در دربار جلوگیری میکند.