خط داستانی
داستان جوان دهقانی به نام رامیا که در میان سال های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۱ در دولت پیش از استقلال حیدرآباد علیه حکومت فاسد نیشام شور می کند. او شاهد ظلم و سختی روزمره مردم اطرافش است و از روستای خود می رود. اما پس از دوستی با یک فعال مارکسیست و شرکت در مبارزه استقلال، نهایتاً برمی گردد تا به نبرد چریک علیه طبقه زمین دار بپردازد.