خط داستانی
گروهی از زمینخواران به رهبری دزد مکزیکی مانوئل، شهر کوچک لندفورد سیتی را به وحشت میاندازند. کلانتر از ارتش کمک میخواهد و ارتش کاپیتان مایک جکسون را مأمور میکند تا ببیند در زادگاه قدیمیاش چه خبر است و همچنین به دنبال یک مأمور دولتی که در آن منطقه ناپدید شده بگردد. جکسون بلافاصله خود را در وسط درگیریهای تن به تن و تیراندازی با دزدان مییابد، که نه تنها کنترل محکم بر کشاورزان محلی دارند بلکه ماری، زنی که جکسون روزی قصد ازدواج با او را داشت، را مجبور به کار به عنوان دختر سالون میکنند.