خط داستانی
کارلا، یک رقصنده بار، در حین جدایی عاشقش مایر را میکشد. او از پلیس در آپارتمان پیانیست پاول ریانت پنهان میشود و قول میدهد که وقتی میرود برگردد. اما روز بعد، کارلا دستگیر و محکوم میشود. در زندان، او با نگهبان، آنجلیک، که یک راهبه است و بسیار شبیه اوست، ملاقات میکند. او از آنجلیک خواهش میکند که چند روزی لباسش را به او قرض بدهد و به عنوان یک راهبه از زندان خارج میشود.