خط داستانی
سوزی جوان یک میزبان در یک کابرِه است که فریهل ستاره آن است. یک شب او از یک بیوه ثروتمند پیشنهاداتی دریافت میکند که میخواهد او را به عنوان دوست دخترش داشته باشد. سوزی آرزو دارد این مکان را ترک کند، جایی که آیندهای ندارد، و به جایی بهتر برود. او که از حمایتکنندهاش، یک جوان تبهکار به نام رابرت، رها شده است، فرصتی برای فرار پیدا میکند. او تصمیم میگیرد به تعطیلات به ریویرا برود و در چاتو دِ سدِر، اقامتگاه سابق یک خانواده اشرافی که به مهمانخانهای بورژوازی تبدیل شده، بماند. سوزی با نام سوزان میشلِت در آنجا میماند و به زودی دوستان جدیدی در میان جوانان خانوادههای بسیار ثروتمند پیدا میکند.