خط داستانی
دامدار مونتانا، آستین براندت، توسط رز ماری رها میشود که با غریبهای به نام رویس گریر فرار میکند، اما او توسط خواهرزاده بیست سالهاش، جوآن، تسلی مییابد. رز ماری بعداً به شهر کستر بازمیگردد تا با شوهرش که به او بدرفتاری میکند، یک سالن رقص را اداره کند.