خط داستانی
بکی واردر به طور مداوم در گفتن دروغهای کوچک سفید غرق میشود. در تلاشی بیگناه برای تسهیل ازدواج پرتنش دوستانش، ایو و فرد لیندون، بکی به طور مخفیانه با فرد ملاقات میکند و بدین ترتیب شبکهای از فریب را ایجاد میکند که ایو را به شک میاندازد که بکی با احساسات شوهرش بازی میکند. ایو بکی را از این ملاقاتها مطلع میکند و تام، شوهر بکی، با شک و تردید، همسرش را به رسوایی متهم میکند.