خط داستانی
یک دختر جزیرهای به آتن میآید و به عنوان خواننده در یک کاباره مشغول به کار میشود. در آنجا با یک ملوان به نام واسوس آشنا میشود. دلتنگی او برای جزیرهاش و دیمیتریس، جوانی که او را دوست دارد و منتظر بازگشتش است، نمیتواند توسط وسوسههای شهر خاموش شود. وقتی مارینا به جزیره برمیگردد، با دیمیتریس ازدواج کرده و صاحب فرزندی میشود. پس از سالها، واسوس به طور تصادفی به جزیره میآید و مارینا از او میخواهد که گذشتهاش را به دیمیتریس فاش نکند تا زندگی خوشبختشان مختل نشود.