خط داستانی
سیلاس ویلسون متوجه میشود که کسبوکارش در حال نابودی است و نمیتواند با کارخانههای جدید رقابت کند مگر اینکه تغییرات رادیکالی در روشها و کارمندانش ایجاد کند. کارگران او در استخدامش پیر و کهنه شدهاند. تحت تأثیر دخترش، مدیریت کلی به نامزد او، یعنی جک بری، که جوانی با آموزشهای مدرن است، واگذار میشود.