خط داستانی
زندگی در مرز داستانی واقعی از زندگی در روزهای اولیه آمریکا است. این تجربه وحشتناک یک مادر پیشگام جوان است که در خانه وحشی خود به تنهایی با تنها یک کودک پنج ساله باقی مانده است. مادر به طور تصادفی در یک انبار چوب نزدیک کلبه توسط فرزندش زندانی میشود. کودک کوچک تلاش میکند تا قفل سنگین را بلند کند، و در حالی که مادر در این وضعیت زندانی است، یک خرس که توسط گروهی از سرخپوستان در حال تعقیب است، به صحنه میرسد. کودک به شدت ترسیده، در نزدیکی تودهای از چوبها پنهان میشود. مادر زندانی، به شدت ترسیده، در حالی که سرخپوستان به صحنه میرسند، به شدت مضطرب میشود. سرخپوستان به جستجوی زمینها میپردازند و کلبه خالی را غارت میکنند و "آب آتشین" و جعبه دارویی را پیدا میکنند. در شادی بعدی خود، آنها کلبه و ساختمانهای جانبی را به آتش میکشند، از جمله انباری که مادر ترسیده در آن زندانی است. سرخپوستان مست، ناگهان به یاد خرس میافتند و برای جستجوی آن میروند.