خط داستانی
در آستانه پایان دبیرستان، مخترعی نوپا به نام زد.ت. آرزو دارد از شهر کمنور و پدرشِ بیمِلالِ بیوه فرار کند. اما جاهطلبیهایش با ورود زک، نوشندهای دیوانهٔ ۶۸ ساله که ادعا میکند پسر بزرگترِ اوست، با چالشی رو به رو میشود. زک بهطور مشکوکی نمیتواند جزئیات دقیق را به خاطر بسپرد و برای جلوگیری از یک اشتباه کوچک که گمان میکند سالهای بعد او را به سراشیبی فاجعهباری کشانده است، بیقرار است. دو نفر با هم اتحادی نامطمئن میسازند تا حافظهٔ شکنندهٔ پیرمرد را کنار هم بچینند. زد.ت. با فشار از جانب مربی با نیت خوبش روبهروست و به جستوجوی عشق نوپای خود، دلنا، میپردازد. پس از اعترافی ویرانگر از پدر زد.ت. سفر زک به معنای تازهای پیدا میکند. اکنون یک مرد که با پنجاه سال از دسترفته تقسیم شده، هر آنچه در آینده و گذشتهٔ خودش را برای حفظِ آیندهٔ خود در مسابقهای پرخطر به نام زمان به خطر میاندازد.