خط داستانی
داروساز جورج هاگرتی همسرش در حال زایمان است. از آنجا که تمام مشتریانش به صورت اعتباری پرداخت میکنند، او پولی ندارد و شرکت تلفن در حال قطع تلفن عمومی است. دوستش برت لاهار موافقت میکند که خبر را از تلفن خود بگیرد و به هاگرتی منتقل کند. به علاوه، هاگرتی در حال دریافت وام تجاری است و نمیخواهد کسی از آن مطلع شود، بنابراین لاهار موافقت میکند که در حضور دیگران به آن اشاره نکند. به طور طبیعی، نامزد لاهار وقتی او تماس را دریافت میکند، ظاهر میشود و فکر میکند که این بچه فرزند اوست.