خط داستانی
نیتا یک وارث است، تنها دختر یک صنعتگر مستقر در انگلستان به نام جاگات ناراین. او در سن ازدواج است و در حال حاضر مورد توجه کیلاش، چاندرا و راجا قرار دارد. او چاندرا را به کیلاش و راجا ترجیح میدهد، اما بعداً نظرش تغییر میکند و عاشق راجا میشود. اوضاع زمانی پیچیده میشود که جاگات و نیتا متوجه میشوند که راجا کسی نیست که ادعا میکند. وقتی راجا از خود دفاع میکند و خود را روپ مینامد، مادرش این ادعا را رد میکند و به جای او میگوید که چاندرا روپ، تنها پسرش است. راجا که حالا روپ نامیده میشود باید تلاش کند تا خود را ثابت کند و متوجه میشود که این کار واقعاً دشوار است.