خط داستانی
مانولیس به دختر رئیس ثروتمندش عاشق میشود. نامزد او او را به یک درگیری اتحادیه با رئیسش میکشاند و مانولیس در نهایت اخراج میشود. او در یک کلوپ شبانه که زامبِتاس در آن میخواند، شغلی پیدا میکند و در آنجا دختری مهربان به او علاقهمند میشود. او به زودی به یک خواننده مشهور فولکلور تبدیل میشود و دختر رئیس سابقش با او flirt میکند. با این حال، او به وضوح مشخص کرده که کدام دختر واقعاً او را دوست دارد.