خط داستانی
فرانک جانسون، یک زمیندار ثروتمند و بیرحم، هیچ رحم و مروتی برای فقرا ندارد. نگرش سرد او نسبت به عموم مردم تأثیر زیادی در زندگیاش دارد و وقتی که از الینور گرووز خواستگاری میکند، رفتار او واقعاً چیزی جز عشق نیست. الینور، هرچند که به جانسون اهمیت میدهد، او را سرزنش میکند و به او میگوید که هرگز نمیتواند با مردی به این بیرحمی ازدواج کند. آخرین جمله او، "شبح خود بهترت به تو ظاهر خواهد شد و به تو خواهد فهماند که چقدر حیوان هستی،" جانسون را به تفکر وا میدارد.