خط داستانی
پدر تنها برای مصاحبه شغلی آماده میشود در حالی که پسر کوچکشان کلین برای ناهارشان ساندویچ میسازد. وقتی برای مصاحبه میرود، کلین در کافه کناری منتظر پدر میماند و ناهارشان را به یک مرد بیخانمان میسپارد. پدر کلین با بازگشت از مصاحبه شامهاش را به مهمان گرسنه میسپارد و نتیجهای غیرمنتظره میگیرد.