کانیا سُولکام
Kanyasulkam
ونکاتسام تصمیم میگیرد دختر نه سالهاش را به یک مرد پیر ثروتمند، لبدهاوادانلو، برای دریافت مبالغ کلان پولی ازدواج دهد. با این حال، کاراتاکا سستری تصمیم میگیرد به آنها درس عبرتی بدهد.