میدان خون
Campo de sangre
این داستان کاپیتان نیروی دریایی و مقامی دولتی در دوره دیکتاتوری اونگانی است. با وجود ازدواج، او به شعبده گوی جوان در اداره شهرداری عشق پیدا می کند. سرباز نمیتواند با او از دست بدهد زیرا این کار به موازنهٔ نظامی و سیاسی او لطمه میزند، بنابراین تصمیم میگیرد جرمی brutal مرتکب شود