خط داستانی
بوریناژ هنری استورک را به شدت از ناعدالتی و فقر اجتماعی آشفته کرد. وقتی فرصتی برای ساخت فیلم به او پیشنهاد شد، او یک بررسی عمیق از طبقه کارگر و زاغهها انجام داد و دوربینش را به عنوان یک فیلمساز مبارز به دوش گرفت. در یک زاغه والونی، شخصیتها و موقعیتها را به عنوان نمونههایی به تصویر کشید. تمام نماها بر شدت، پر کردن قاب کار میکنند که احساس عدم توانایی در تنفس و گرفتار بودن را القا میکند. و در برابر این فقر فراوان، خالی بودن عواطف و عدم احساس وجود دارد. بقا همه چیز است. اما پیام امید وجود دارد، با تخریب زاغهها (کلبهها به گونهای تخریب میشوند که گویی از یک دیکتاتور رهایی مییابند) و ساخت شهرهای باغی احاطه شده با درختان شکوفهدار و آیندهای پر از آواز، این احساس را به جا میگذارد که کرامت انسان حفظ شده است.