خط داستانی
یک خیاط ناپلی به نام نلنلا (لدا جییس) که عاشق یک نقاش است، تصمیم میگیرد که به نوبه خود یک دیوای واریته شود. یک شب، او روی صحنه با رقیبش است، در حالی که نقاش در باکس پروسنیوم نشسته است. برای خراب کردن رقیب، پاکیتا از هیچ وسیلهای دریغ نمیکند و یک گروه بزرگ از تشویقکنندگان را استخدام میکند تا او را تشویق و به رقیبش فریاد بزنند. یک آشفتگی بزرگ به وجود میآید که در آن دو زن و حامیانشان شرکت میکنند. فریادها، خراشها، گازها، صندلیها. در این آشفتگی، نقاش زخمی میشود و به اتاق آرایش نلنلا منتقل میشود و به محض اینکه به هوش میآید، با یک بوسه پیمان عشق را میبندد.