خط داستانی
اپو و مایا کودکی های همدیگر را دوست داشتند و والدینشان ازدواج آن ها را می پذیرفتند. پدر مایا به خاطر او را مانند پسر خودش می شناسد و این امر عمویش را نسبت به او حسادت می آورد. مادر مایا از خاندان سلطنتی محلی است. با این حال، زندگی مایا وارونه می شود زیرا به عنوان وراثت خاندان سلطنتی شناسایی می شود که با ویژگی هایی که خاندان سلطنتی می جست، جنسیت دخترانه اش مطابقت دارد. Maharaja قصد داشت او را به عنوان وارث به فرزند سالار adopter کند تا تبار را ادامه دهد. طمع و موقعیت پدر را وادار می کند تا به دنبال راه هایی برای کنار گذاشتن اپو باشند و عمویش او را وادار می کند تا از اپو متنفر باشد تا برای ازدواج با یکی از اعضای خاندان سلطنتی آماده شود. در این میان اپو و بهترین دوستش مانی سعی می کنند با نقاب پوشی از وراندران ورما، پسر عموى پادشاه که هیچ کس او را ندیده است، دوباره دل مایا را به دست آورند.