خط داستانی
وکیل جوان اولیای کمیسیونری از پشت کفش پاشنه اش میکاهد و مشتری مهمی را به همکار روغنی اش میبازد چرا همه چیز همیشه خراب میشود او به شریک چتی جان غرولند میکند در خانه تنها نیز باید قصه های بلند هم اتاقه پرشور را بشنود اما سرانجام شادی نیز پیدا میکند زیرا دوست پسر خوش قد و بالای جان خطر را به غرب میبرد تا جایی که موش خاکستری در میانه سیمای سفید به ژیلا میگوید که دیگر نمیخواهم چت کنم و میخواهم ده فرزند hollywood romanceهای مختلف اینجا مصرف شده است با وجود بازیگری خوب و بعضی ایده های خوب اما کمبود شتاب وجود دارد