خط داستانی
تارتوف کلاهبردار ریاکار است که با وانمود به ارادت میتواند اوگرون، یک بازرگان ثروتمند بیوه، را فریب دهد. اوگرون دخترش مارین را به ازدواج با تارتوف درمیآورد، در حالی که پسرش دامیس را از خود مینامد و قصد دارد تمامی داراییهایش را به تارتوف اهدا کند. ایلمیر، همسر جوان اوگرون که تارتوف به او نزدیک میشود، سعی میکند او را رسوا کند و خانواده سلطنتی برای جلوگیری از ویرانی خانوادهٔ اوگرون مداخله میکند.