خط داستانی
نویسنده و کارگردان و پژوهشگر و فیلسوف و اکنون بازیگر نقش خود در این دنباله سیاسی-هنری اتوماتی از پدر پدرونه به کاوش این جهان می پردازد وقتی به روستای اجدادی باز می گردد با مدرک دانشگاهی که او را از روستاییان جدا می کند دردی از زخم معده دارد که با راهنمایی خیالی لئوناردو دا وینچی درمان می شود وقتی در کلبه کوچک چوپان که خانه او می شود حضور الهه های یونانی و ارواحی که باید رام شوند تا به یادگیری ادامه دهد او با غرور خود یا همان هیبریس را از تداوم تسلط بر این خدایان می گذراند و در برابر مجازات های ناگزیر در قبال این حالت سرافکندگی می پذیرد