سه اتاق. آشپزخانه. مرگ.
3 Zimmer. Küche. Tod.
انا، پرستار جوانی، ناامید است زیرا همسایهها مدتهاست در حال بازسازی هستند و صداهای ساخت و ساز زندگیاش را به هم میریزد؛ او به دنبال خانهای جدید و ارزان میگردد که پیدا کردن آن در شهر بسیار سخت است.