خط داستانی
تیم پدری مهربان که با تشخیص سرطان پسرش دست و پنجه نرم می کند برای آوردن شادی به فرزندش هر روز بالون قرمزی از دریاچه کنار پاساژ می آورد. هنگامی که تیم می فهمد به جای محافظت از پسرش او را به عقب نگه می دارد، فروشنده مهربان بادکنک به همدلی می رسد و تیم آموخته به کافه هر لحظه را با فرزندش بچشد